بانوي باران

درس زندگي

بر لب جويي و در كنار كسي كه دوستش داشتم نشسته بودم .كف دستش را در جوي فرو برد و آن را بيرون آورده و به من نشان داد و گفت: آبي كه كف دستم جاي گرفته ميبيني ؟ اين نشانه عشق من است.

و به راستي چنين بود ... ماداميكه دستانمان را با دقت باز نگه داريم آب در كف دستها باقي مي ماند .

اما اگر انگشتانمان را سفت و سخت به هم بچسبانيم و سعي كنيم كه به اجبار در دستهايمان نگه داريم يك قطره آب هم در كف دستهايمان باقي نمي ماند.

اين است بزرگترين اشتباهي كه مردم در هنگام عاشق شدن مرتكب مي شوند...

آنها مي خواهند عشق را به اجبار حفظ كنند ....

به او امر مي كنند...  از او انتظار دارند...  او را محدود مي كنند...

بدينگونه است كه عشقشان همچون همان آبها با كوچكترين تكاني از بين مي رود و نابود مي شود.

عشق بايد آزاد باشد... شما نمي توانيد طبيعت عشق را تغيير دهيد.

اگر كسي را دوست داريد اجازه  آزاد باشد ... او را زنداني افكار و عقايد خود نكنيد...

بدهيد اما انتظار گرفتن نداشته باشيد... متقاعد كنيد اما امر نكنيد .

حفظ كنيد اما اسير نكنيد ....  خواهش كنيد اما دستور ندهيد...


[ یکشنبه 17 آذر 1392 ] [ 07:46 ] [ banooyekoochak ] [ ارسال نظر(0) ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید