نه تو ماني و نه اندوه
نه تو مي ماني و نه اندوه
و نه هيچ يك از مردم اين آبادي...
به حباب نگران لب يك رود قسم
و به كوتاهي آن لحظه شادي كه گذشت
غصه هم مي گذرد
آنچناني كه فقط خاطره اي خواهد ماند
لحظه ها عريانند
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز
[ پنجشنبه 14 آذر 1392 ] [ 08:38 ] [ banooyekoochak ]
[
ارسال نظر(1)
]





