بانوي باران

نه تو ماني و نه اندوه

نه تو مي ماني و نه اندوه

و نه هيچ يك از مردم اين آبادي...

به حباب نگران لب يك رود قسم

و به كوتاهي آن لحظه شادي كه گذشت

غصه هم مي گذرد

آنچناني كه فقط خاطره اي خواهد ماند

لحظه ها عريانند

به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز


[ پنج‌شنبه 14 آذر 1392 ] [ 08:38 ] [ banooyekoochak ] [ ارسال نظر(1) ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید