بانوي باران

post

روزي مجنون از ميان سجاده مرد نمازگزاري عبور كرد.

مرد گفت: هي ! مگر نمي بيني كه دارم با خداي خودم رازو نياز مي كنم.

مجنون گفت : من كه عاشق ليلي هستم تو را نديدم

تو كه عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي؟


[ پنج‌شنبه 09 آبان 1392 ] [ 09:34 ] [ banooyekoochak ] [ ارسال نظر(0) ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران