بانوي باران

اين بار مي نويسمت...

اين بار مي نويسمت...

تو را ميان اصطحكاك مداد و كاغذ گير خواهم انداخت

شايد اينگونه بشود تو را تجربه كرد

براي تويي كه قلبت پاك است

براي تو مي نويسم

براي تويي كه تنهايي هايم پر از ياد توست

براي تويي كه قلبم منزلگه عشق توست

براي تويي كه احساسم از آن وجود نازنين توست

براي تويي كه هستي ام در عشق تو غرق شد

براي تويي كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است

براي تويي كه مرا مجذوب قلب زيبا و احساس پاك خود كردي

براي تويي كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردي

براي تويي كه هر لحظه دوري ات برايم مثل يك قرن است

براي تويي كه سكوتت سخت ترين شكنجه من است

براي تويي كه قلبت پاك است

براي تويي كه در عشق، قلبت چه بي باك است

براي تويي كه عشقت معناي بودنم است

براي تويي كه غمهايت معناي سوختنم است

براي تويي كه آرزوهايت آرزويم است

دوستت دارم تا....

نه ....!

ديگر براي دوست داشتن هايم تايي وجود نداد

بي حدو مرز دوستت دارم

 

 


[ پنج‌شنبه 14 آذر 1392 ] [ 08:49 ] [ banooyekoochak ] [ ارسال نظر(1) ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید