بانوي باران

باران...

تلنگر مي زند بر شيشه قلبم

صداي چك چك باران

همان باران كه مي بارد

گهي غم يا گهي

نغمه شيداي بي ياران

صداي چك چك باران

دلم را سخت مي كوبد

نمي دانم كه برخيزم

و يا يك پرده غفلت ، به روي ديده آويزم

ولي نه ...

او كه مهمان است

و مهمان را قدم بر ديده جان است

دلم را بر تو بگشايم

خبر از يار من گو و قدم بر ديده ام بگذار

كه من مشتاق ديدارم

 


[ چهارشنبه 04 دی 1392 ] [ 08:17 ] [ banooyekoochak ] [ ارسال نظر(1) ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید