بانوي باران

خدايا

خدايا

گلهاي احساس و ايمانم را به سوي آسمان ميگيرم

كمي شبنم به روي آنها بپاش تا دلم تازه شود

و غصه هايم را دمي فراموش كنم

مرا در خاكستر سايه ها تنها مگذار

دستهاي سردم را بگير

روز از آنجايي كه من ايستادم آغاز شود.


[ شنبه 14 دی 1392 ] [ 12:30 ] [ banooyekoochak ] [ ارسال نظر(0) ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید