بانوي باران

دلتنگم...

دلتنگم ، دلتنگتر از هميشه

حتي دلتنگتر از روزي كه پرستوها از خانه ي ما كوچ كردند و رفتند.

حتي دلتنگتر از روزي كه زير باران پاييزي قدم زدم .

و ميان چشمان متعجب عابران ، برگهاي زرد و خسته را از زير پاهاي آنها جمع ميكردم.

حتي دلتنگتر از روزي كه ماهي كوچك تنگ بلورين ، آخرين نفسهايش را هديه آب كرد.

و براي هميشه تن سردش را روي آب جا گذاشت.

دلتنگم و ابر چشمانم خيال باريدن دارد.

سر به كدامين شانه نهم تا عقده ي دل بگشايم؟

كاش آغوش خدا را داشتم.

 


[ دوشنبه 27 آبان 1392 ] [ 07:59 ] [ banooyekoochak ] [ ارسال نظر(0) ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران