بانوي باران

فقر

فقر:گرسنگي نيست.عرياني هم نيست

فقر همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفته ي يك كتاب فروش مي نشيند

فقر:تيغه هاي برنده يك ماشين بازيافت است كه روزنامه هاي برگشتي را خرد مي كند

فقر:كتيبه اي سه هزار ساله اي است كه بر روي آن يادگاري نوشه اند

فقر:پوست موزي است كه زا پنجرهي يك اتومبيل به خيابان انداخته مي شود

فقر:همه جا سر مي كشد

فقر:شب را بي غذا سر كردن نيست

فقر:روز را بي انديشه سر كردن است.

 

 

 


[ شنبه 03 اسفند 1392 ] [ 12:40 ] [ banooyekoochak ] [ ارسال نظر(0) ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید