بانوي باران

من هنوز يك انسانم

اگر به خانه من آمدي ،برايم مداد بياور ،مداد سياه

مي خواهم روي چهره ام خط بكشم

تا بهجرم زيبايي در قفس نيفتم

يك ضربدر هم روي قلبم تا به هوس هم نيفتم!

يك مداد پاكن بده براي محو لب ها

نمي خواهم كسي به هواي سرخيشان ، سياهم كند !

يك بيلچه تا تمام غرايز زنانه را از ريشه در آورم

شخم بزنم وجودم را ...

بدون اين ها راحت تر به بهشت مي روم گويا!

يك تيغ بده ،موهايم را از ته بتراشم ،سرم هوايي بخورد

و بي واسطه روسري كمي بيانديشم !

نخ و سوزن هم بده ، براي زبانم، مي خواهم بدوزمش به سق

اينگونه فريادم بي صداتر است !

قيچي يادت نرود ،مي خواهم هر روز انديشه هايم را سانسور كنم

پودر رختشويي هم لازم دارم براي شستشوي مغزي !

مغزم را كه شستم ، پهن كنم روي بند تا آرمان هايم را باد با خود ببرد

به آنجايي كه كسي ني نيانداخت

مي داني كه بايد واقع بين بود !

صدا خفه كن هم اگر گير آوردي بگير !

مي خواهم وقتي به جرم عشق و انتخاب ، برچسب فاحشه مي زنندم

بغضم را در گلو خفه كنم !

يك كپي ار هويتم هم مي خواهم

براي وقتي كه خواهران و برادران ديني

به قصد ارشاد ، فحش و تحقير تقديمم مي كنند،

به ياد بياورم كه كيستم !

...

تو را به خدا ...

اگر جايي ديدي حقي مي فروختند برايم بخر...

تا در غذا بريزم

ترجيح مي دهم خودم قبل از ديگران حقم را بخورم !

...

سر آخر اگر پولي برايت ماند

برايم يك پلاكارد بخر به شكل گردنبند،

بياويزم به گردنم ...

و رويش با حروف درشت بنويسم :

من يك انسانم

من هنوز يك انسانم

من هر روز يك انسانم

 

 


[ سه‌شنبه 14 آبان 1392 ] [ 08:19 ] [ banooyekoochak ] [ ارسال نظر(1) ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید