بانوي باران

مي خواهم از تو بنويسم

مي خواهم از تو بنويسم، نوشته اي كه تمام احساس پاكت را لبريز از شوق كند.

اما هر چه مي انديشم تمام كلمات به هزاران شكل در وصف معشوق و زيبايي ها به زبان آورده و نگاشته شده است!

و من نمي توانم كلمه اي غير از تكرار واژه ها به زبان بياورم!

حال چگونه مي توانمتو را وصف كنم كه حتي كلمه اي به گوشت آشنا نباشد !؟

ميدانم در اين دنياي پر از واژه هاي عاشقانه نمي توانم آن جور كه بايد كلمات لبريز از عشق را نثار وجود پاك و مهربانت كنم.

ولي  به جاي كلمات زيباي عاشقانه مي خواهم خوب بنگري

بنگر ، وقتي كه نامم را بر زبانت جاري مي كني چگونه ساعت هاي عمرم را براي نظاره روي تو به حراج مي گذارم...

فقط بنگر كه چگونه دي مقابل قدم هايت ، زمين را با مژگانم آب و جارو مي كنم و خاك قدمهايت را توتياي چشمانم...

فقط بنگر كه چگونه در مقابل لبخندت تمام غصه هاي عالم را به جان خريدارم و چگونه در مقابل اشك هايت

زمين و زمان را بر وفق مراد دلت تغيير مي دهم ...

فقط بنگر لحظه ي جان سپردنم را وقتي كه آغوش تو مكان آرميدنم باشد...

بنگر و فقط بنگر كه چگونه زندگيت را بهشتي سازم كه نه گوشي شنيده و نه چشمي به خود ديده ...

فقط تا ابد در كنار من باش.


[ شنبه 23 آذر 1392 ] [ 08:37 ] [ banooyekoochak ] [ ارسال نظر(7) ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید