بانوي باران

چه سخت است

چه سخت است از صبر گفتن و دلجويي دادن وقتي كه لحظه هايت هميشه با درد آميخته شده

چه سخت است اميد بستن به فرداهاي دور از انتظار وقتي كه تنها ، درد مرهم زخمهايت باشد

ميدانم چقدر سخت است وقتي صبرت را به ازاي روزهاي تحمل رنج از دست مي دهي

و ميدانم چه سخت است وقتي ناله هاي لحظه هاي تنهاييت را با شانه هاي بي كسي شب تقسيم مي كني

تا حرمت اشك هاي پاكت را مقابل هر كس نشكني

آري ، چه سخت است موعظه وقتي كه هيچكس دردت را نفهمد و هيچكس نمي تواند تسكين دهنده دل خرابت باشد....

 

                    نمي دانم چه بايد گفت

                                  ولي

       تا مي تواني گريه كن ، شايد دنيا شرمش بگيرد


[ شنبه 23 آذر 1392 ] [ 08:18 ] [ banooyekoochak ] [ ارسال نظر(7) ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید